X
تبلیغات
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

...عاشورا نمونه ي آشكاري از عشق بازي عاشق ومعشوق است


اینجا کربلاست ...

امام حسین(ع) می فرمایند:
اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِ ِ؛
بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.  (الدره الباهره ، ص24)


چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389  توسط سید محمد حسین   |

 

... اربعین

فرا رسیدن اربعین حسینی بر تمام شیعیان جهان تسلیت باد

 

 

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ الْمَخلـُوق بسَخَطِ اْلخـالِق
رستگـار نمي شود مـردمـى كه خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خريدنـد    
                   امام حسین  علیه السلام
 


پنجشنبه بیست و دوم دی 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

... امام حسین علیه السلام


پنجشنبه پانزدهم دی 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

نه دي، عاشورا بود و ايران كربلا...

نهم دي ماه يك هزار و سي صد و هشتاد و هشت، جشن بلوغ فكري و شخصيتي نظام اسلامي بود.

نه دي، عرق شرم امت را در طول تاريخ به خاطر بي بصيرتي در ماجراي ثقيفه پاك كرد.

نه دي، درد كوته بيني حكميت را تا حدودي التيام داد و بر آن مرهمي شد.

نه دي، سوزش خيانت جمل و نهروان را كمي خنك كرد و از تكرار غربت 25 ساله جلوگيري كرد.

نه دي، فرق كوفه و تهران، عراق و ايران را نشان داد و آب بسته را به جوب بازگرداند.

نهم دي ماه يك هزار و سي صد و هشتاد و هشت، جشن بلوغ فكري و شخصيتي نظام اسلامي بود.

نه دي، عرق شرم امت را در طول تاريخ به خاطر بي بصيرتي در ماجراي ثقيفه پاك كرد.

نه دي، درد كوته بيني حكميت را تا حدودي التيام داد و بر آن مرهمي شد.

نه دي، سوزش خيانت جمل و نهروان را كمي خنك كرد و از تكرار غربت 25 ساله جلوگيري كرد.

نه دي، فرق كوفه و تهران، عراق و ايران را نشان داد و آب بسته را به جوب بازگرداند.


       

نه دي، ايران، بدون خواست سفير حسين، بيعت مجدد كرد و بر سر بيعتش ماند.

نه دي، نداي هل من ناصر بلند نشد ولي فرياد لبيك يا حسين تا آسمان به گوش همه رسيد.

نه دي، شش ماهه، سه ساله، جوان، پير، زن، مرد، ويلچري، شيميايي و ... داشت.

نه دي، نه دي زمستان بود ولي درخت انقلاب در آن سرماي زمستان گل داده بود.

نه دي، در ايران بود ولي پايه هاي كاخ سفيد در مكان و كاخ سبز معاويه در زمان را لرزاند.

نه دي، قيام مختار نبود، ولي اگر مختار هم زنده بود در مقابل آن كرنش مي كرد.

نه دي، مانور اعلام آمادگي ياران آخر الزمان مهدي (عج) بود.

نه دي،  شروع حركت و يك فرهنگ بود يعني «عزت خواهي»


       


نه دي،  يك روز بود ولي خيرٌ مِن الفِ شَهر بود.

نه دي،  مبيّن كوثر و ابتر بود كه گفتند خامنه اي كوثر است، دشمن او ابتر است.

نه دي،  عاشورا بود و ايران كربلا.

نه دي، ثمره ي خون شهيد آيت ها، مطهري ها، بهشتي ها، باكري ها، همت ها و ... بود.

نه دي، تاريخ نبود، بلكه خود تاريخ ساز بود.

نه دي، روز بخشش فريب خوردگان و روز غضب بر فتنه گران توسط امت بود.

نه دي، آموخت كه نيازي نيست هميشه وليّ در بين باشد بلكه كافي است وليّ در دل باشد.

نه دي، غدير خم بود در كوير قم و سراسر ايران. 

نه دي، نور بصيرت الهي بود در دلهاي امت.

هرچه خواستم بگويم كه نه دي چيست، زبان الكن بود و قلم قاصر. فقط مي توانم كه بگويم نه دي، نه دي بود و بس.

 

        

پنجشنبه هشتم دی 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

خانواده‌ها با تعلیم از عاشورا حجاب را مهم تلقی کنند

یکی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم گفت: خواهران و مادران باید با درس‌آموزی از عاشورا و اهل بیت عفاف و حجاب خود را مهم بشمارند.

حجت‌الاسلام حیدر ضیایی بعدازظهر امروز در سلسله مباحت "عاشورا تجلی فنای فی الله" در مسجد حضرت ابوالفضل(ع) این شهرستان اظهار داشت: محرم و عاشورا یکی از نمونه‌ای بارز فنا در راه خدا است که انسان تمام هستی خود را در راه رضایت خداوند فنا می‌کند. 

وی تصریح کرد: در روز عاشورا دو دسته در روبروی یکدیگر قرار گرفتند، امام حسین(ع) و یارانش که جنود رحمان بودند و برای ادای تکلیف الهی وارد کربلا شدند که در مقابل آنها جنود شیطان به فرماندهی ابن زیاد قرار داشت. 
این استاد برجسته حوزه علمیه قم با اشاره به اهداف گسترده قیام امام حسین(ع) در ماه محرم یادآور شد: در کالبدشکافی وقایع عاشورا و بعد آن اهداف بزرگ زیادی خودنمایی می‌کند که مهم‌ترین آنها برپایی امر به معروف و نهی از منکر بود که امام سوم شیعیان نیز بر این امر تاکید زیادی داشتند. 

ضیایی با اعلام اینکه اهل بیت نمونه بارز صفات خداوند هستند، گفت: برپایی نماز اول وقت از دیگر اهداف قیام عاشورا بود که حتی امام حسین(ع) در ظهر عاشورا نماز خود را ترک نکرده بلکه آن را در اول وقت به جای آورد. 


وی اضافه کرد: باید اهل قبله و نماز اول وقت باشیم تا سینه‌زنی، آه و ناله و زجه‌های ما اثرگذار باشد در غیر این‌صورت همانند کشاورزی هستیم که شب و روز در زمین کشاورزی خود کار می‌کند، کود و سم می‌پاشد در حالی که بذری در زمین نپاشانده است. 

ضیایی که یکی از شاگردان برتر آیت‌الله علامه حسن‌زاده آملی است، با اشاره به اینکه باید کوچه‌ها و خیابان‌های ماه رنگ محرم به خود گیرد، در توصیه‌ای به بانوان تاکید می‌کند: خواهران و مادران باید با درس‌آموزی از عاشورا و اهل بیت عفاف و حجاب خود را مهم بشمارند، محرم و نامحرم را رعایت کنند ولی در کوچه، خیابان و محلات، اماکن فرهنگی و فردوگاه‌های ما کمتر نشانه‌ای از حجاب است. 

این مسئول اذعان داشت: اگر می‌خواهیم اعمال ما در نزد خداوند مقبول شود باید برطبق دستورات شرع و دین عمل کنیم و با گام برداشتن در راه دین سعادت دنیوی و اخروی را برای خود رقم می‌زنیم.

چهارشنبه سی ام آذر 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

فرهنگ عاشورا زمینه ساز ظهور امام زمان(عج)

عاشورا

 انتظار، انتظار انتقام عاشوراست و یاران مهدی(عج) همه عاشورایی اند. کسانی می توانند در رکاب مهدی (ع) باشند و امام حق را یاری رسانند که در مکتب عاشورا آبدیده شده باشند.
فرهنگ عاشورا، زمینه ساز فرهنگ انتظار است. انتظار ادامه عاشوراست و چشم به راه حسین دیگری نشستن در کربلایی به وسعت جهان. جهان امروز به مثابه کربلایی است که گرداگرد آن را فساد، دو رنگی، دروغ و میل به خوشگذرانی و اباحیگری فرا گرفته و مهدی موعود، حسین زمان ماست که در میان اندک یار باوفا در حصار فراموشی معنویت گرفتار آمده است.

 اما این بار حقیقت پیروزی خون بر شمشیر به واقعیت پیوسته و مردی از سلاله آن حضرت بر فراز قله افتخار و پیروزی می ایستد و کفار خفاش صفت را از بین می برد و مهتری جهان را همچنان که خداوند در قرآن نوید داده است به مستضعفان عالم می سپارد.

 
پس انتظار، انتظار انتقام عاشوراست و یاران مهدی(عج) همه عاشورایی اند. کسانی    می توانند در رکاب مهدی (ع) باشند و امام حق را یاری رسانند که در مکتب عاشورا آبدیده شده و معیار جنگ و صلح را از او آموخته باشند که حسین (ع) خود معیار سلم و حرب و تولی و تبرا است.(1)

 
در پاره ای از روایات ، از عاشورا به روز ظهور حضرت مهدی (ع) تعبیر شده است. امام باقر (ع)    می فرمایند: حضرت قائم (ع) روز شنبه که روز عاشورا است قیام می کند؛ روزی که امام حسین(ع) شهید شد.(2)و نیز می فرمایند: آیا می دانید که این روز –عاشورا-- همان روزی است که خداوند توبه آدم و حوا را پذیرفت؛ روزی است که خداوند دریا را برای بنی اسرائیل شکافت و فرعون و پیروانش را غرق کرد و موسی (ع) بر فرعون پیروز شد. روزی است که ابراهیم (ع) متولد شد. روزی است که خداوند توبه قوم یونس (ع) را پذیرفت؛ روز تولد حضرت عیسی(ع) و روزی است که حضرت قائم (ع) در آن روز قیام       می کند.(3)

  امام باقر(ع) می فرماید: یکدیگر را در روز عاشورا این گونه تعزیت دهید:
اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی من آل محمد (ع).   (4) خداوند اجر ما و شما را در مصیبت حسین (ع) بزرگ گرداند و ما و شما را از کسانی قرار دهد که به همراه ولی اش، امام مهدی از آل محمد (ع) طلب خون آن حضرت کرده به خونخواهی او برخیزیم.

 
خود حضرت مهدی (ع) نیز در زنده نگه داشتن یاد عاشورا می کوشد. گواه آن، داستان علامه بحرالعلوم است که با آن کهولت سن و موقعیت علمی و اجتماعی ، در صف سینه زنان امام حسین(ع) با وضعیتی خاص ظاهر می شود. و وقتی از او می پرسند چرا چنین عزاداری می کنید؟ می فرماید: با رسیدن به دسته سوگواران چشمم به محبوب دلها ، امام عصر(ع) افتاد دیدم آن حضرت با سروپای برهنه در میان انبوه عزادارن درسوگ پدرش حسین (ع) با چشمانی اشکبار به سرو سینه می زند؛ به همین جهت ، قرار از کفم رفت و چنین به سوگواری پرداختم.(5)

 
این دو امام بزرگوار، ارتباط بسیار نزدیکی باهم دارند که به برخی از آنها اشاره می کنیم: مهدی(ع) فرزند حسین(ع) و خونخواه اوست. نخستین کلامش، یاد حسین(ع) است. شعار او، فریاد خونخواهی حسین(ع) است. در القاب ثارالله وطر الموطور و طریدالشرید هر دو شریکند. با فضیلت ترین اعمال شب ولادت حضرت مهدی(ع)، زیارت امام حسین(ع) است. امام حسین(ع) از مکه به کوفه رفت و حضرت مهدی(ع) نیز از مکه به کوفه خواهد رفت و مقر حکومت خود را در کوفه قرار خواهد داد و امام حسین(ع) در عصر ظهور حضرت مهدی(ع) نخستین کسی است که رجعت می کند.

 
هر دو امام در هدف مشترکند. امام باقر(ع) می فرماید: هنگامی که قائم قیام کند، هر آینه باطل از بین می رود و هدف امام حسین(ع) نیز در زیارت اربعین آمده است: خون خود را تقدیم تو کرد، تا انسان ها را از نادانی و گمراهی رهایی بخشد.

 زمانۀ آن دو در انحراف فکری، فساد اجتماعی، رواج بی دینی و بدعت در سطح جهانی، مشابه یک دیگر است. یاران هر دو از معرفت، محبت و اطاعت نسبت به امام خود برخوردارند. هر دو سازش ناپذیرند. امام حسین(ع) در رد درخواست یزید با بیعت، با قاطعیت می گوید: مثلی لا یبایع مثله. حضرت مهدی نیز با هیچ کس سر سازش ندارد، امام باقر(ع) و صادق(ع) می فرمایند: لیس شانه الا السیف؛ او فقط شمشیر را می شناسد و یقتل اعداء الله حتی یرضی الله دشمنان خدا را می کشد تا خدا راضی گردد.(6)

 منابع:
1- عاشورا و انتظار، پور سید آقایی، ص42
2- کمال الدین، ج2،ص653 ؛غبیة طوسی، ص274
3- بحار الانوار،ج 52، ص285
4- مصباح المتهجد، مفاتیح الجنان
5- عاشورا و انتظار ، پورسید آقایی، ص27
6- موعود نامه، مجتبی تونه ای، ص


جمعه بیست و پنجم آذر 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

فواید زیارت عاشورای اباعبدالله الحسین(ع)


فوائد دنیوی:

بعضی انسان‏های بزرگ در اثر تمسک به این زیارت و با نذر چهل زیارت عاشورا، به حوائج شخصی یا عمومی خود دست یافته ‏اند؛ مانند مرحوم آیت الله نجفی قوچانی و مرحوم آیت الله فشارکی (رهما) که می‏توانید با رجوع به‏ کتاب‏های آن‏ها اطلاعات بیشتری کسب نمایید.(2) در احوالات سید رشتی نیز آمده است که هنگام تشرف به خدمت حضرت ولی عصر، ایشان به سه چیز تأکید نمودند: 1 - نماز شب 2 - زیارت جامعه 3 - زیارت عاشورا.

و از دیگر فوائد دنیوی آن، جنبه تربیت، ایجاد حسن حقیقت‏ جویی، شهادت‏ طلبی و دشمن ستیزی را می ‏توان نام برد.

فوائد اخروی:

در این باب، روایات زیادی از ائمه‏ علیهم‏السلام نقل شده که به چند مورد از آن اشاره می‏کنیم:

1 - امام صادق‏ علیه‏السلام فرمود:

خداوند سوگند یاد کرده که زیارت زائری که این زیارت را تلاوت نماید را بپذیرد و نیازمندیهایش را برآورده سازد و او را از آتش جهنم برهاند و در بهشت برین جای دهد و همچنین حق شفاعت و دستگیری کردن از دیگران را به وی عطا نماید.(3)

2 - امام باقر در ثواب این زیارت فرمودند:

به تحقیق این دعا دعایی است که ملائکه آن را می‏خوانند و خداوند در قبال آن برای تو صد هزار هزار درجه می‏نویسد و مثل کسی خواهی بود که با امام حسین شهید شده باشد... و نوشته شود برای تو ثواب زیارت هر پیغمبری و رسولی و ثواب زیارت هر که زیارت کرده حسین‏علیه‏السلام را از روزی که شهید شده است.(4)

 
زیارت عاشورا حدیث قدسی است:
در فضیلت زیارت عاشورا، همین بس که از سنخ سایر زیارات نیست که به ظاهر از انشا و املای معصوم است (هر چند از قلوب مطهر ایشان چیزی جز آن چه ازعالم بالا می رسد، صادر نمی شود.)
 
این زیارت از احادیث قدسیه ای است که به همین ترتیب، از زیارت و لعن و سلام و دعا، از حضرت احدیت به جبرئیل امین و از او به خاتم النبیین (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیده است (و به حسب تجربه، مداومت در خواندن آن در چهل روز یا کمتر، در برآورده شدن حاجات و نیل به مقاصد و دفع دشمنان بی نظیر است.)
 
 
روشی آسان برای خواندن زیارت عاشورا:
 
مولا شریف شیروانی به سند خود از امام دهم، علی بن محمد هادی (علیه السلام) نقل می کند: کسی که زیارت عاشورا بخواند و هنگامی که به عبارت لعن رسید یک مرتبه بگوید: «اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک. اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله» و صد مرتبه بگوید: «اللهم العنهم جمیعا».
 
و عبارت سلام را نیز این گونه بگوید:
 
«السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار، و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم» و صد مرتبه بگوید «السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین» مثل آن است که تمام صد لعن و صد سلام را از اول تا به آخر خوانده باشد.

پی نوشت ها:

1.جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، ص 207.  

2.سیاحت شرق، ص 204. الکلام یجرّ الکلام، احمد زنجانی ج 1، ص 54، داستانهای شگفت آیت الله دستغیب، ص 399.  

3. مصباح المتهجد.

4. مفاتیح، قبل از زیارت عاشورا.






سه شنبه پانزدهم آذر 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

تفسیر کل یوم عاشورا از زبان حضرت مهدی

همخوانی زیارت ناحیه مقدسه

 

این بار برای شما تحفه‌ای از امام زمان را آورده‌ام.

آن عزیز می‌فرماید: هرگاه خواستی حسین علیه السلام را زیارت كنی، بایست و بگو...... (زیارت ناحیه مقدسه).

اما من می‌خواهم در این مجموعه، در هر شماره قطعه‌ای از این زیارت را كه دریایی از نور و معرفت است برایت بیاورم و البته من چند خطی از نكته‌ای كه به ذهنم آمده برای تو خواهم نوشت و تو نیز همین كار را بكن. هرگاه كه خواندی بی‌معطلی آنچه برایت پر رنگ شد، از من دریغ نكن. تو نیز برای من بنویسید....


______________________________


 

أَلسَّلامُ عَلَیْك َ فَإِنّی قَصَدْتُ إِلَیْك َ، وَ رَجَوْتُ الْفَوْزَ لَدَیْك،

 سلام من برتو که به سوى تو رو آورده ام، و به رستگارى درپیشگاه تو امید بسته ام.

أَلسَّلامُ عَلَیْك سَلامَ الْعارِفِ بِحُرْمَتِك، الْمُخْلِصِ فی وَِلایَـتِك، الْمُتَقَرِّبِ إِلَى اللهِ بِمَحَبَّـتِك َ، الْبَرىءِ مِنْ أَعْدآئِـك َ،

سلام برتو سلامِ آن كسى كه به حُرمتِ توآشناست، و در ولایت و دوستىِ تومُخلص و بى ریا است، وبه سببِ محبّت و ولاى تو به خدا تقرّب جسته، و از دشمنانت بیزار است.

سَلامَ مَنْ قَلْبُهُ بِمُصابِك َ مَقْرُوحٌ، وَ دَمْعُهُ عِنْدَ ذِكْرِك َ مَسْفُوحٌ،

 سلام كسیكه قلبش ازمصیبت تو جریحه دار، و اشكش به هنگام یاد تو جارى است.

سَلامَ الْمَفْجُوعِ الْحَزینِ، الْوالِهِ الْمُسْتَكینِ،

سلام كسیكه دردناك وغمگین وشیفته و فروتن است.

سَلامَ مَنْ لَوْ كانَ مَعَكَ بِالطُّفُوفِ، لَوَقاك َ بِنَفْسِهِ حَدَّ السُّیُوفِ،

 سلام كسیكه اگر با تو دركربلاء مى بود، با جانش(دربرابرِ) برندگی شمشیرها از تو محافظت مى نمود.

وَ بَذَلَ حُشاشَتَهُ دُونَكَ لِلْحُتُوفِ، وَ جاهَدَ بَیْنَ یَدَیْك َ،

و نیمه جانش را به خاطر تو بدست مرگ مى سپرد، و در ركاب تو جهاد می‌كرد.

وَ نَصَرَك َ عَلى مَنْ بَغى عَلَیْك َ، وَ فَداك َ بِرُوحِهِ وَ جَسَدِهِ وَ مالِهِ وَ وَلَدِهِ،

 و تو را در مقابل ستمكاران یارى داده، جان و تن و مال و فرزندش را فداى تو مى نمود.

وَ رُوحُهُ لِرُوحِك َ فِدآءٌ، وَ أَهْلُهُ لاَِهْلِك َ وِقآءٌ،

و جانش فداى جان تو، و خانواده‌اش سپر بلاىِ اهل بیت تومى بود.

فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِى الدُّهُورُ، وَ عاقَنی عَنْ نَصْرِك َ الْمَقْدُورُ،

 اگرچه زمانه مرا به تأخیر انداخت، و مُقدَّرات الهى مرا ازیارىِ تو بازداشت،

وَ لَمْ أَكُنْ لِمَنْ حارَبَك َ مُحارِباً، وَ لِمَنْ نَصَبَ لَك الْعَداوَةَ مُناصِباً،

ونبودم تا با آنانكه با تو جنگیدند بجنگم، و با كسانی كه با تو دشمنى كردند خصومت نمایم.

این خطها و جمله ها را که می خوانم درونم همه آه و چشمانم همه اشک.

مهدی من، من هم از خاک تو رسته ام و در دامن تو بزرگ شده ام.

آری حسرتی که تو، ای عزیز من، می خوری، جان مرا نیز می خورد.

چه کنم با این درد؟ چه کنم با غم دل؟

 

فَلاََنْدُبَنَّك َ صَباحاً وَ مَسآءً، وَ لاََبْكِیَنَّ لَك َ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً،

اما صبح وشام برتو مویِه می‌كنم، وبه جاى اشك براى توخون گریه می‌كنم.

حَسْرَةً عَلَیْك َ، وَ تَأَسُّفاً عَلى ما دَهاك َ وَ تَلَهُّفاً، حَتّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصابِ، وَ غُصَّةِ الاِكْتِیابِ،

 از روى حسرت و تأسّف و افسوس برمصیبتهائى كه برتو شد، تاجائى كه ازفرط اندوهِ مصیبت، وغم وغصّه و از شدّتِ حزن جان سپارم.

أَشْهَدُ أَنَّك قَدْ أَقَمْتَ الصَّلوةَ، وَ اتَیْتَ الزَّكوةَ،

گواهى می‌دهم كه تو نماز را بپاداشتى، و زكات دادى.

وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ، وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الْعُدْوانِ،

وامربه معروف كردى، و از منكر و عداوت نَهى نمودى.

وَ أَطَعْتَ اللهَ وَ ما عَصَیْتَهُ، وَ تَمَسَّكْتَ بِهِ وَ بِحَبْلِهِ فَأَرْضَیْتَهُ،

واطاعتِ خدا كردى ونافرمانى وى ننمودى، وبه خدا و ریسمان او چنگ زدى تا وى را راضى نمودى.

وَ خَشیتَهُ وَ راقَبْتَهُ وَ اسْتَجَبْتَهُ، وَ سَنَنْتَ السُّنَنَ، وَ أَطْفَأْتَ الْفِتَنَ،

و از وى درخوف و خشیَت بوده نظاره‌گر او بودى، واو را اجابت نمودى، وسنّتهاى نیكو پانهادی، وآتشهاى فتنه را خاموش نمودى.

وَ دَعَوْتَ إِلَى الرَّشادِ، وَ أَوْضَحْتَ سُبُلَ السَّدادِ، وَ جاهَدْتَ فِى اللهِ حَقَّ الْجِهادِ،

و دعوت به هدایت و استقامت كردى، و راههاى صواب و حقّ را روشن و واضح گرداندى، و در راه خدا بحقّ جهاد نمودى.

وَ كُنْتَ للهِِ طآئِعاً، وَ لِجَدِّك َ مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ تابِعاً، وفرمانبردارِخداوند، و پیرو جدّت محمّدبن عبدالله بودى.

وَ لِقَوْلِ أَبـیك سامِعاً، وَ إِلى وَصِیَّةِ أَخیك مُسارِعاً،

و شنواى كلام پدرت على بودى، و پیشى گیرنده به (انجامِ) سفارش برادرت امام حسن بودى.

وَ لِعِمادِ الدّینِ رافِعاً، وَ لِلطُّغْیانِ قامِعاً، وَ لِلطُّغاةِ مُقـارِعاً،

و رفعت دهنده پایه شرافتِ دین، و خوار وسركوب كننده طغیان، وكوبنده سركشان.

وَ لِلاُْ مَّةِ ناصِحاً، وَ فی غَمَراتِ الْمَوْتِ سابِحاً، وَ لِلْفُسّاقِ مُكافِحاً،

و خیرخواه و نصیحت‌گر اُمّت بودى، درهنگامى كه در شدائدِ مرگ دست و پا می‌زدى، و مبارزه كننده با فاسقان بودى.

وَ بِحُجَجِ اللهِ قآئِماً، وَ لِـلاِْسْلامِ وَ الْمُسْلِمینَ راحِماً،

 و قیام كننده با برهانهای الهى، و ترحُّم كننده بر اسلام ومسلمین بودى.

چه خوب راه را بر من نُمودی! چه خوب مرا کربلایی کردی.

پس این است تفسیر کل یوم عاشورا.

باشد؛ از این پس من نیز چون تو همیشه به یاد حسین(ع) هستم

و برای رنجهای او و برای چشمهای او گریه می کنم تا همیشه کربلایی باشم.

از این پس، پس هر بیداری، صبح به صبح؛ قبل هر قد قامتی، صبح و شام1

بر تو سلام خواهم کرد و بدان که با یاد تو همه جا کربلایی و همه وقت عاشورای ام.

من امروز این را خوب فهمیدم.




 

از اهل دلی آموختم که قبل از تکبیرة الاحرام هر نماز، خود را بر حضرت حسین عرضه کنم و بر او سلامی دهم و آنگاه بر آستان جانان قدم گذارم.

خوب است شما هم بر این رسم مودب شوید و ببینید که در قرب و حضور شما چه می کند!


یکشنبه ششم آذر 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

ورود به کربلا....

كارواني خسته و دل نگران، به سرزمين مقدس نينوا قدم مي‌گذارد، زمان، سوم محرم الحرام سال 61 هجري است. در ورود به دشت غم و غصه، امام شخصي را جهت شناخت سرزمين مي‌فرستد. امام، غيبت و شهادت در نظري هر لحظه حضور دارد، ولي به جهت همراهان خويش امر مي‌كند كه: «برويد نام اين سرزمين را سؤال كنيد.»
نام هاي مختلفي را براي آن سرزمين مي‌گويند: «غاضريه، شاطي الفرات، نينوا.» تا اينكه نام اصلي او را مي‌گويند: «كربلا.»

 

 


امام دست هاي خويش را به آسمان بر مي‌دارد و نجوا مي‌نمايد: «اللهم اني اعوذبك من كرب و البلاء!» ياد كلام جد و باب خويش مي‌كند كه او را از كربلا خبر مي‌دادند.
  پس، بر خيل فداييان خويش بانگ برآورد: «خيمه‌ها را همين مكان بر پا نماييد. اينجا قرارگاه ماست. اينجا محل ريختن خونهاي ماست.» درميان جمعيت، خواهر خود را مي‌بيند كه غمگين نشسته و خيره خيره اطراف را زير بال نگاه خود گرفته است. چهر‌ه‌اش از غم موج مي‌زند. حسين به سوي او مي‌آيد و او را تسلي مي‌دهد. صداي زينب حاكي از درد درون است كه مي‌فرمايد: «برادرم! بيا از اين مكان برويم. از لحظه‌اي كه وارد اين سرزمين شده‌ايم و نام كربلا را شينده‌ام، تمام غم هاي عالم روي سينه‌ام جمع شده‌اند ....!»

امام بر او آيه اميد و اطمينان مي‌خواند: «خواهرم! بر خداي متعال توكل بنما. هر چه هست، به دست اوست.»

سپس، دستور بر پايي خيام را صادر مي‌كند؛ ولي زينب متحيرانه چشم دوخته كه چرا در درون درّه خيمه‌ها را بر پا مي‌كنند. او شاهد جنگ هاي باب خويش اميرالمومنين (ع) در مقابل دشمنان دين بود و از خيمه گاه آن دوران به ذهن خويش تصويرهاي زنده‌اي را به ياد دارد. در برابر امام خويش، با كمال متانت و ادب مي‌پرسد: «پدرم، هميشه خيمه‌ها را درمكان بلندي برپا مي‌كرد، چه شده است كه شما خلاف او عمل مي‌كنيد؟»
امام مي‌فرمايد: «خواهرم! آن موقع، درجنگ ها فتح و پيروزي وجود داشت، اما ما مي‌دانيم كه اين جنگ در نهايت به كشته شدن ما و اسيري رفتن اهل بيت پيغمبر خدا مي‌انجامد. خواهرم! اگر قدري صبر نمايي، قضايا را خواهي فهميد، ولي بايد تحمل و صبر نمايي.» زينب با شنيدن اين جملات، پي به عمق واقعيت مي‌برد و مي‌داند كه روزگار وصل با حسين سررسيده و زماني ديگر شروع محنت و مصايب است.....

پنجشنبه سوم آذر 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

ما وعاشورای دیگر...

بار دیگر با فرا رسیدن محرم، خیمه اندوهی بی‌پایان بر دل و جان همه شیفتگان و آزادگان جهان سایه افکنده و در کنار ابراز احساسات بی‌نظیر، چرایی و فلسفه این قیام بزرگ مورد پرسش قرار می‌گیرد

در این‌باره بسیار گفته‌اند و نوشته‌اند، اما شاید تجلی عزت و کرامت نفس انسان‌ها از مهم‌ترین یافته‌های آن باشد که اتفاقا کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.

از مجموعه گفتارها و آموزه‌های عملی حضرت سید‌الشهدا  چنین درمی‌یابیم که او اساسا انسان را از چنان شرافت و کرامت ذاتی برخوردار می‌داند که سر خم‌کردن در پیشگاه غیر خدا را منتهای ذلت و خواری و دوری از شأن آدمی می‌داند.

حضرت سیدالشهدا (ع)اصولا فلسفه عبادت را نیز یادآور شدن همین نکته و توجه به عزت و کرامتی می‌داند که خداوند به انسان عطا فرموده و نباید قربانی نادانی و آزمندی او گردد. امام می‌خواست عملا به آدمی بیاموزاند که باید به این عزت خداداد وفادار بماند، همه زرق و برق دنیا را در برابر آن ناچیز شمارد و به مقابله با هر کس و هر چیزی بپردازد که به‌دنبال عبودیت طاغوت و خواری انسان است.

وارستگی و آزادگی حسین ابن علی علیه السلام ناشی از عمق چنین دیدگاهی است. آن حضرت حتی فلسفه خلقت و ارزش انسان را نیز در همین می‌داند که در سایه بندگی خدا «ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است.» شیخ صدوق از آن بزرگوار نقل می‌کند که فرمود: «ای مردم! پروردگار بزرگ بندگان را نیافرید مگر برای اینکه او را بشناسند و آنگاه که او را بشناسند، پرستش کنند و با پرستش خدا از بندگی غیر او بی‌نیاز شوند.»

آن حضرت در یک کلام، زندگی و مرگ را نیز به عزت و ذلت تفسیر کرده و ارزش‌گذاری می‌کند و به همین دلیل معتقد است: «مرگ با عزت برتر از زندگی ذلیلانه است» و در اوج حماسه عاشورا چنین می‌سراید: «مرگ مردانه بهتر از زندگی با خواری است و این بهتر از ورود در آتش خشم خدا.»

او عزت را در اقامه حق و اجتناب از باطل می‌دید و براساس همین دیدگاه مرگ در این راه را سعادت جاودانه می‌دانست. حضرت در پاسخ آنان که از علت قیام خونبار او می‌پرسیدند، با شگفتی می‌پرسید: «مگر نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل دست برنمی‌دارند؟ در چنین وضعیتی آرزوی مرگ برای مؤمن سزاوار است و ازاین‌رو من شهادت را جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز بدبختی نمی‌دانم.»

نتیجه عملی نگرش حسینی به انسان و جهان هستی آن است که آدمی به هیچ بهایی حاضر به خواری نیست و سر در برابر ذلت فرود نمی‌آورد؛ چه ذلت ناشی از بندگی شیطان درونی و چه ذلت ناشی از بردگی طاغوت بیرونی.

راز عزاداری عاشورا بازخوانی و بازآموزی همین درس‌هاست و اگر چنین شد عزاداری واقعا «احیای امر» است؛ امر خدا، پیامبران و امامان.افسوس که جهان اسلام، چنانکه باید، از مولای خود درس عزت و کرامت نیاموخته است.

به تعبیر زیبای استاد محمدرضا حکیمی: «در عاشورا 2 ظلم واقع شده است؛‌یکی بر حضرت امام حسین(ع) و خاندان پیامبر اکرم(ص) و دیگری بر خود عاشورا» و بنابراین «باز باید عاشورایی برای عاشورا گرفت و اکنون ما مسلمانانیم و 2 تجدیدنظر ضروری:
الف) تجدیدنظر در شناخت عاشورا
ب) تجدید نظر در چگونگی بهره‌وری از عاشورا...»


سه شنبه یکم آذر 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

آشنایی با واقعه عاشورا...

عاشورا روز دهم ماه محرم است. شهرت این روز نزد شیعیان به دلیل وقایع عاشورای سال ۶۱ هجری قمری است که با گاه‌شماری هجری خورشیدی این روز مطابق است با ۲۱ مهر ۵۹

در این روز  امام حسین (ع)و یارانش در واقعه  کربلا در جنگ با لشکر یزید به شهادت رسیدند و مسلمانان در آن روز سوگواری می‌کنند.

سابقهٔ سوگواری و برپایی عزاداری برای حسین بن علی (ع) به اولین روزهای بعد از عاشورا، در  محرم سال ۶۱ هجری می‌رسد.

اولین مراسم سوگواری را حضرت زینب (س) در مسجد کوفه بر امام حسین (ع) برگزار کرد. قبل از آن در کنار اجساد شهدا در کربلا برگزار شد.

روز دهم محرم، روز شهادت سالار شهیدان و فرزندان و اصحاب او در کربلا است. عاشورا در تاریخ جاهلیت عرب، از روزهای عید رسمی و ملی بوده و در آن روزگار، در چنین روزی روزه می‌گرفتند، روز جشن ملی مفاخره و شادمانی بوده است و در چنین روزی لباس‌های فاخر می پوشیدند و چراغانی و خضاب می‌کردند.

در جاهلیت، این روز را روزه می‌گرفتند. در اسلام، با تشریع روزه رمضان، آن روزه نسخ شد


پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

محرم

 

ادامه مطلب

جمعه بیستم آبان 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

عرفه، پنجره ای به عاشورا

http://www.pixha.net/uploads/images/pixha/1289/143/2.jpg


عرفه ، نغمه یا حسین علیه السلام

حج را رها کرد. کعبه تن ها را واگذاشت تا کعبه ای برای دل ها بسازد. ذی الحجه او محرّم است. او در سرزمین کربلا احرام می بندد. ابراهیم خواهد شد و اسماعیلش کودکی شش ماهه خواهد بود. سعی صفا و مروه اش از خیمه تا میدان است. عید قربان او عاشوراست. زمزم او اشک چشمان اهل حرم است و عرفات او، آری عرفات او، سینه های سوزانی است که هر شب و روز، نغمه «یا حسین» سر می دهند.

 

اول زائران حسین

سلام بر تو ای چراغ هدایت و ای کشتی نجات! نجوای عاشقانه ات در عرفات به گوشمان رسید. شهادت به یگانگی پروردگار با تمام اعضا و جوارحت را دریافت کردیم. ملکوتیان با نجوای تو همراه شدند و به ندبه نشستند. عرشیان از زمزمه هایت در شگفتند و معنای «اِنّی اَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون» را به نظاره نشسته اند. حَجّت را در قربانگاهِ کربلا تمام کردی ای معنای بندگی! و چه خوب درک می کنم که چرا خداوند در روز عرفه، اول زائران تو را می نگرد، بعد زائران کوی خود را.

 

بوی شهادت

لبیک یا حسین علیه السلام ؛ لبیک ای حقیقت حج. بانگ «الرحیل الرحیلِ» تو پس از سال ها هنوز در گوش هامان طنین انداز است. ای حاجی ملکوت، ما طواف کنندگانِ کعبه نفس را از اسارت دنیا وارهان و به کربلای سُرخ ات برسان؛ آن جا که «هیهات من الذِّلّة» طنین انداز است و «هَل من ناصرٍ یَنصرنیِ» تو همه را بی قرار می کند؛ آن جا که عرفه، رنگ و بوی شهادت می گیرد.

 

قربانگاه

ای سالار شهیدان، از تو چه پنهان که دلم هوای کربلا کرده است. می خواهم حج را رها کنم و با پای دل به کربلا بیایم. مرا با زمزمه های دعای عرفه ات هم سفر کن! آری، با تو خواهم آمد. در کعبه تو نماز خواهم گزارد و حجّ ام را در قربانگاهت تمام خواهم کرد. دعای عرفه را کنار تو خواهم خواند؛ کنار تو که عرفاتِ هر غریب و آشنایی!

 

خیمه یار

ای دل، با توام! حسین فاطمه علیه السلام به کربلا می رود. تو که تا عرفات آمده ای، چند قدم بیشتر تا خیمه «قتیل العبرات» نمانده است. برخیز و با دعای عرفه خودت را به خیمه اش برسان.

 

کلمات بیچاره

آنان که تو را می شناسند، عاشورایت را در عرفه تماشا می کنند. نجوای عاشقانه تو در عرفه، عطر شهادت می پراکَنَد و دل های رمیده را از عرفات به قتلگاه می بَرَد. نمی دانم این زمزمه ها با دل اهل حرم چه می کرد؟ و آیا زینب تو نیز آوای مناجاتت را می شنید؟ این جاست که دلم گواه می شود که حج تویی! مروه و صفا تویی! کعبه تویی! و عشق، همه عشق تویی! دیگر چه بگویم؟ مرا ببخش که از دست کلماتم کاری ساخته نیست.

 

پنجره ای به عاشورا

عرفه من روزی است که حسین علیه السلام را شناختم. عرفه من پنجره ای است رو به عاشورا. عرفه من با واژه های ایثار، شهادت و عشق پیوند خورده است. عرفه من یک روز نیست. همه روزهای من عرفه است. عرفه من تجلی «کلُّ یومٍ عاشورا» است.

 

در کنار او

ای دل، به منا؟ نه؛ به مشعر؟ نه؛ به مکّه؟ نه؛ به میهمانی پرشکوه دعای عرفه! خود را آماده کن. دلت را از غیر نام او پاک کن. این چند روزِ مانده تا عاشورا با یاد او هم رکاب باش تا به زودیِ زود در کنار او باشی.

 

شعله های مناجات

سلام بر تو ای کشتی نجات و ای قتیل عَبَرات. سلام بر تو که در دعای عرفه با همه اعضا و جوارحت به یگانگی پروردگارت شهادت دادی. راستی که خدایت نیز مشتاق مناجات ملکوتی توست. راستی که نغمه «اللهم اللهم» تو از فرشتگان آسمان دل ربوده است. آهسته! آهسته تر که چشمان اشکبارت عرشیان را به ندبه واداشته است. آهسته تر که آوای مناجات تو از عرفات تا کربلا را شعله ور ساخته است.

 

حاجیان گریانند

ای حسین! تو چه خواندی!

ای حسین!

تو در این دشت چه خواندی که هنوز، سنگ های «کوه رحمت» از گریه تو نالانند؟

عشق را هم ز تو باید آموخت و مناجات و صمیمیت را و عبودیت را و خدا را هم باید ز کلام تو شناخت

 

در دعای عرفه،

تو چه گفتی؟ ... تو چه خواندی، که هنوز تب عرفان تو در پهنه این دشت، به جاست؟

پهن‌دشت عرفات، وادی «معرفت» است. و به مشعر ، وصل است.

ای حسین! دشت از نام تو عرفان دارد.

و شب از یاد تو عطرآگین است. آسمان، رنگ خدایی دارد.

و تو گویی به زمین نزدیک است.

ای حسین!

ای زلال ایمان، مرد عرفان و سلاح!

در دعای عرفه، تو چه خواندی، تو چه گفتی ، کامروز   زیر هر خیمه گرم

یا که در سایه هر سنگ بزرگ،  یا که در دامن کوه 

حاجیان گریانند؟ با تو در نغمه و در زمزمه اند؟


یکشنبه پانزدهم آبان 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

لبیک یا امام خامنه ای


کربلا یعنی که یار رهبری از حسین عصر خود فرمانبری

              



ادامه مطلب

پنجشنبه هفتم مهر 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا

--------------------------------------------------------

کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا

یا صاحب الزمان (عج).....

خوش به حال کربلاییت....

شش گوشه را طواف میکنی و عاشقی...

کل یوم عاشورا یعنی هر روز تو و هر لحظه ات....

و کل ارض کربلا ، یعنی دل تو...یعنی هرجاتوباشی و دلت...


دعایم کن...که محتاجم



 


یکشنبه سی ام مرداد 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

. . .


می گویند هر وقت آب می نوشی بگو یا حسین(ع)

این روزها که آب می بینی و نمی نوشی آرام بگو یا اباالفضل(ع) . . .


یکشنبه نهم مرداد 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

از شور عاشورا تا ژیام حسینی

 
پيامبر صلي‏الله ‏عليه ‏و‏آله‏وسلم : «مكتوب عن يمين العرش انَّ الحسين مصباح الهدي و سفينة‏النجاة»1

 

از شور عاشورا تا پيام‏هاي حسيني


همره هر موج خونش، گوهري ممتاز دارد كربلا در سينه‏اش پنهان هزاران راز دارد
عبارت حماسه و شور حسيني، به طور مكرر در ميان مردم ما به كار رفته است و تحقق آن، كه مربوط به جنبه عاطفي و احساسي «عاشقان حسيني» است تأثيرات فراوان داشته و شايد از كمترين عامل مؤثر (شور و احساسات) بيشترين تأثير (ايجاد و حفظ ايمان و افزايش آن) را داشته‏ايم.
مگر نه اين است كه دينِ انبوهي از مردم ما در ايّام محرّم و يا عاشورا زنده يا زنده‏تر مي‏شود و باعث حفظ و افزايش ايمان آنها است.





ادامه مطلب

سه شنبه هفتم تیر 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

گذری کوتاه بر ژیام های عاشورا

«السلام علیک یا ثارالله و ابن‏ثاره و الوتر الموتور» (۱) .

گذری کوتاه بر پیامهای عاشورا


عاشوراى سال ۶۱ ه.ق فرا رسید؛ حاکمیت ‏بنى‏امیه، که ستمگرى و جنایت را به اوج رسانده بودند و هر روز بر منکرات مى‏افزودند، متزلزل شده بود. مردان الهى همکارى و همسویى با چنین حکومتى را ذلت محض مى‏دانستند و اعلام بى‏لیاقتى حاکمان را امرى واجب. (۲)
از اینرو امام العارفین سید الشهداء(ع) که همراه پاکباختگان دین خدا به صحراى کربلا آمده بود، در آفتاب سوزان ظهر عاشورا همچون نگین انگشترى در محاصره دشمنان اسلام و قرآن قرار گرفت. در آن موقعیت دشوار که زنان و اطفال خردسالش در معرض اسارت وحشى‏ترین سفاکان روزگار قرار داشتند، در خیمه‏هایشان حتى قطره‏اى آب یافت نمى‏شد و فریاد «العطش‏» کودکان از هر سو به گوش مى‏رسید، حسین بن‏على - علیهما السلام - با دلى آرام، قلبى مطمئن و روحى بلند در برابر همه سردمداران کفر و مزدورانشان ایستاد و پیام عاشورا را چنین ابلاغ کرد:

 



ادامه مطلب

سه شنبه سی و یکم خرداد 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

کل ارض کربلا...


به نام خدایی که کربلا را آفرید تا وطن داشته باشیم...

نه کسی بی آنکه بشنود ، می گوید و نه قلمی بی آنکه آداب لرزش بداند ، می نویسد.

لیک ، نه این گوش را ادعایی است در شنیدن  ملکوتی آوای قدسیان ،

و نه قلم را توان جعل معنا در چینش هنرمندانه واژگان .

بلکه باور  آن است ، آنچه از لطف هدیه داده اند ، برای شنیدن شماست ..

اگر نشنیدید ، ایراد از "من " است ، دعایش کنید..

همان روز که کربلا  رفتید..

همیشه...





*حسین (ع) را هم اگر نمی شناسی ، بشتاب ! که او تو را می شناسد..

*به کربلا هم اگر نرسی ، کربلا تو را در آغوش خواهد فشرد ؛

مگر نه این که  "کل ارض کربلا..

*کربلا می روی اگر ،هر آ جه داری ببر !

نداری ات را می گویم..

*از داشته هایت اگر تهی شدی ، پژواک پر طنین این آوا ، دلت را تسخیر خواهد کرد ؛

"هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله.."

* اگر عبد نباشی ، بهت کربلا دودمانت را به باد خواهد داد.

کوفیان اگر چه نمی خواستند ، ولی حسین (ع) را کشتند..

* در کربلا اگر ندانی چه باید کرد ، که نمی دانی ،

زود خودت را به امام برسان!

*کربلا ابن زیاد هم دارد،مراقب باش!

*هراس ما در کربلا نه از مرگ است ؛بیمناک آنیم ادب نگاه نداریم...

*هرچه ما را از نا امنی کربلا بترسانند ،باز هم برای ما ،

جز کربلا هیچ نقطه ای امن نیست...

*کربلا آخر خط است ؛پیاده نشوی،

برمی گردی..


یکشنبه پانزدهم خرداد 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

به دلـم میگـم برو سنگ صبور سینـه باش...



به دلـم میگـم برو سنگ صبور سینـه باش

 

 

کـه گـذرنامتو مولا خودش امضـا می کنـه

 

 

دلامون هواییه کـرب و بلا چی کـار کنیـم؟!

 

 

غـم ما جـداییه کـرب و بلا چی کار کنیـم؟!

 

 

دل مـا به عشق شـش گوشـه ی تو پر می زنـه

 

 

دلا نینواییـه کـرب و بلا چی کـار کنیـم ؟!

 

 

اگه یه روزی بگن قبلـه کجاست به مـا همـه

 

 

همـه یک صـدا میگن کـرب و بلا قبلمونه

 

 

من دیوونه تو رو تو سینـه احسـاس می کنم

 

 

گلـه ی جدایی رو به عمو عبـاس می کنم



دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

السلام علیک یا فاطمة الزهرا(سلام الله علیها)...

از فاطمه اكتفا به نامش نكنيد
نشناخته توصيف مقامش نكنيد


هر كس که در او محبت زهرا نيست
علامه اگر هست سلامش نكنيد

 

 

بر عالمیان رحمت رحمان زهراست
در هر دو جهان سرور نسوان زهراست


نوری که دهد شاخه ی طوبی از اوست
کوثر که خدا گفته ، به قرآن زهراست


سه شنبه سی ام فروردین 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

منو کـــربلا ببر که خیلـــی دیره ...

 

 

منو کـربلا ببـرکه خیلی دیره

 

 

از فـراق حـرمت دلم می گیره

 

 

به خودت قسـم که از غمت می میره

 

 

دلی که کنـار شیش گوشت اسیـره

 

 

به خـدا برا تو تنگـه دل دیوونم ارباب

 

 

آقـا به جون زینبت دل ما رو تو دریاب

 

 

آقـا ! آقا!منو ببـر به کـربلا ...

 

 

عشق تو تا توی سینـه پر می گیره

 

 

دلامون رنگ و بوی خـدا می گیره

 

 

تا با ذکـر یا حسین ما شور می گیرم

 

 

روضمون شمیـم کـربلا می گیره

 

 

می پیچـه توی هیئت عطـر حرم تو آقـا

 

 

ایشاالله که می میریم میون روضت آقـا

 

 

آقـا ! آقا ! منو ببـر به کـربلا ...

 

 

بودم از بچگیـام سینـه زن تو

 

 

به فـدای پیکر بی کفن تو

 

 

شاید اشکـای همه گـریه کناتون

 

 

مـرحمی باشه واسه زخـم تن تو

 

 


سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390  توسط سید محمد حسین   |

 

ابو ثمامه صائدى

از یاران سید الشهدا و شهید نماز،كه روز عاشورا به فیض شهادت رسید.وى ازچهره‏هاىسرشناس شیعه در كوفه و مردى آگاه و شجاع و اسلحه شناس بود.مسلم بن‏عقیل در ایامبیعت گرفتن از مردم براى نهضت‏حسینى،او را مسؤول دریافت اموال وخرید اسلحه قرار دادهبود.نامش عمر بن عبد الله بود. (1) پیش از شروع درگیریهاى كربلاخود را از كوفه به كربلارساند و به امام پیوست.

روز عاشورا،كه یاران حسین بن على‏«ع‏»بتدریج‏شهید مى‏شدند و از تعدادشان كاسته‏مى‏شد واین كاهش محسوس بود،ابو ثمامه هنگام ظهر خدمت امام آمد و گفت:جانم‏فداى تو!چنینمى‏بینم كه دشمنان به تو نزدیك شده‏اند.به خدا قسم تو كشته نخواهى شدمگر آنكه منپیش از تو كشته شوم.دوست دارم خداى خویش را در حالى دیدار كنم كه‏این نماز را كهوقتش نزدیك شده بخوانم.امام،نگاهى به بالا افكند،فرمود:نماز را به یادآوردى،خدا تو را ازنماز گزاران ذاكر قرار دهد.آرى،اینك اول وقت نماز است.مهلتى ازسپاه دشمن خواستند.آنگاهابو ثمامه و جمعى دیگر،با امام حسین‏«ع‏»نماز جماعت‏خواندند. (2) وى جزء آخرین سه نفرىبود كه از یاران امام تا عصر عاشورا زنده مانده‏بودند.برخى گفته‏اند كه در اثر جراحتهاى بسیاربر زمین افتاد،خویشانش او را به دوش‏كشیده و از میدان به در بردند و مدتها بعد از دنیا رفت. (3)

پی نوشتها:

1- مقتل الحسین،مقرم،ص 177.برخى هم‏«عمرو بن عبد الله‏»نوشته‏اند.مثل تنقیح المقال،مامقانى،ج 2،ص 333.

2- سفینة البحار،ج 1،ص 136،بحار الانوار،ج 45،ص 21.

3- عنصر شجاعت،ج 2،ص 151.

منبع: كتاب فرهنگ عاشورا


پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389  توسط سید محمد حسین   |

 

عاشورای 9 دی...

دلنوشت:  چه آرام و چه سنگین ورق خورد این بار تقویم ِ دفتر این روزگار شیدایی...!

انگار همین دیروز بود، نـــه! گمان می برم ساعتی بیش نگذشته است که تمام دیوارهای کوتاه و بلند دلمان را، شهرمان را و همۀ احساس مان را سیاه پوش کرده بودیم!

و چه زیبـــا این سیاهی ها سیاهی های کهنه شدۀ دل هایمان را از بدی ها پاکیزه می کرد!

انگار دل های شیدایی مان نوای ِ سُرخ  امیری یا حسین  می سرود، و چه خوش می بارید چشمۀ جوشان ِ دیدگان ِ نینوایی مان در سوکِ جانسوز خون ِ به خون غلتانِ خدا...

 

جان ها همه لبریز از عشق و احساس به آرمان های زیبـای عاشورایی بود که دیــو سیاهِ کبر و نفاق با نعره های پوچ و پوشالی و مستانۀ خود بر این شد که بشکند حریم پاکِ سَرور آزاد مردان ِ عالَم را به ظهر عاشورا...

و چه هلهله می کردند بر گریه ها و اشک ها و ناله های اهل ِ خیـام و دلسوختگان و دلدادگان ِ حسینی...!

اینان همان حزب منحوس ِ شیطان بودند که با گستاخی شکستند حُرمت خون پاک خدا را، و چونـــان یزیدیان ِ ملعون به آتش کشیدند خیام امن ِ عزاداران را...

آری! و چه خوش آهنگ فرمود حضرت ربُّ العالمین فـــی کتاب ٍ مُبین :

فَلْيُقَتِلْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَيَو ةَ الدُّنْيَا بِالْأَخِرَةِ وَ مَنْ يُقَتِلْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ فَيُقْتَلْ أَوْ يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً

پس بايد در راه خدا كسانى بجنگند كه زندگى دنيا را به آخرت مى‏فروشند و كسى كه در راه خدا مى‏جنگد، كشته شود يا پيروز گردد، بزودى پاداشى بزرگ به او خواهيم داد. (۱)

و این ندای آسمانی در ۹ دی نه فقط به طلب ِ آن اجر عظیم الهی!، بلکه به شوق ِ خونخواهی ِ خون خدا و حفظ ِ مکتب حُسینی بر جان ِ عاشقان ِ حُسینی ِ خُمینی مَسلک نشست که چه بکُشند یا کُشته شوند پیروزند...!

 

و چه گوارا نمایان کردند مؤمنین ِ بالله آن دلدادگی را به هنگام محکوم کردن ِ آن پلیدی های ظهر عاشورا را که یاران و دوستان ِ شیطان معرکه دار آن زشتی ها بودند...!

و یوم الله ۹ دی، مَـظـــهـر سُـــرخ عـــاشورا ست!

 

که فرمود خداوند حکیم به مصداق این روز عاشورایی :

 

الَّذِينَ ءَامَنُواْ يُقَتِلُونَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَتِلُونَ فِى سَبِيلِ الطَّغُوتِ فَقَتِلُواْ أَوْلِيَآءَ الشَّيْطَنِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَنِ كَانَ ضَعِيفاً

كسانى كه ايمان آورده‏اند، در راه خدا جهاد مى‏كنند و كسانى كه كافر شده‏اند در راه طاغوت مى‏جنگند. پس با دوستان و ياران شيطان بجنگيد (و بيم نداشته باشيد) زيرا حيله‏ى شيطان ضعيف است. (۲)

آری اینچنین است، براستی که چه سُست و ضعیف است حیله های شیطان، اگر فرمان ِ بصیرت را لبیک گویی که فرمود آن یار و مولای خراسانی مان :

سرلوحۀ راه حق بصیرت باشد!

لبیک بر آن بصیـــرت ِ قرآنی...!

------------------------------------------------

پی نوشت:

 

(۱) سورۀ مبارکۀ نســـاء - آیـۀ ۷۴

(۲) سورۀ مبارکۀ نســـاء - آیـۀ ۷۶

 


جمعه دهم دی 1389  توسط سید محمد حسین   |

 

ان الله وانا الله راجعون...

سلام دوستای  عزیز دکتر علیرضا حسنی یکی از بهترین دامادامون بودکه ۴ شنبه بر اثر تصادف فوت کرد

 

 

یادش گرامی و شادی روحش یک صلوات و فاتحه .....


پنجشنبه نهم دی 1389  توسط سید محمد حسین   |

 

و اینک عاشورا...

عاشورا را چه تفسیر کرده ای؟تو که هیچ از حسین و آزادگی نمی دانی.عباس را که خوانده ای تو که بیرقش را به چشم ندیدی؟ و زینب را؟اینجا،من،عاشورا را تفسیر می کنم برایت.من که به چشم دیده ام کربلا را.حسین را من شرح می دهم برایت که به دل شنیده ام نوایش را.و عباس را.و زینب را.کربلا کوچه کوچه این شهر است که هر ذره خاکش تقدس نام آزادی را به فریاد آمده است.حسین همه آن جوانانند امروز که ندای "هیهات من الذله"  شان عرش را به لرزه درآورد.و عباس...عباس امروز پیش چشمان من به خاک می افتاد وقتی که تنش نه از ضربه رودرروی شمشیر،که از زخم ناجوانمردانه گلوله غرق در خون بود.وقتی که نه شمشیر به کف داشت و نه مشکی بر دوش.سلاحش مشتش بود و سینه اش مامن آرام گلوله.زینب امشب،اینجا در کنار من می گرید بر مصیبت برادر.و نینوا همین جاست.در همین شهر.در مقابل چشمان تو که دیریست تا خیمه هامان را غریق آتش کرده ای و یارانمان را اسیر.این بار اما قصه عاشورای ما را پایانی دیگر خواهد بود.اینجا انتقام خون شهیدانمان را نه مختارها،که عباسان دیگری می گیرند.شام غریبان ما دیریست تا به سر آمده.صبح دیگری در راه است.


پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389  توسط سید محمد حسین   |

 

تاسوعا

Afshingh1373.blogfa.com

روز تاسوعا روزی است که شمر بن ذى الجوشن با نامه ابن زیاد حاکم کوفه،  در باب قتل امام حسین (ع) وارد کربلا شد. ابن سعد بر حسب آن نامه، مهیاى قتل آن حضرت شد. لاجرم وقت عصر بود که لشکر خود را بانگ زد که: یا خیل الله ارکبى و بالجنة ابشرى. جنود نامسعود او سوار شد و رو به سپاه سید الشهداء آوردند... در این روز شمر ملعون برای حضرت عباس علیه السلام و برادرانش امان نامه آورد . آن لعین خود را نزدیک خیام با جلالت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام رسانید وبانگ برآورد:"أین بنو اختنا": "پسران خواهر ما کجایند"؟...ادامه مطلب را بخوانید


چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389  توسط سید محمد حسین   |

 

دعامون کن ...

                                                                                                     مطیع امر رهبریم


یکشنبه چهاردهم آذر 1389  توسط سید محمد حسین   |

 

عید بزرگ ولایت مبارک ...

 

 

 قال رسول الله(ص):  من کنت مولاه فهذاعلي مولاه

    عید سعید غدیر خم را به همه شما

               دوستان همیشگی تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

                             در این ایام بسیار خجسته و گرامی....

تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج)، سلامتی رهبر  ، گشایش امور مسلمین، شفای آنی مریضا،

شادی روح در گذشتگان،رفع گرفتاریها،عاقبت بخیری، سلامتی خانواده،

سربلندی اسلام ومسلمین، آسایش وامنیت مرزهای کشور، سلامتی رزمندگان

دلاور، موفقیت مردم عزیز و دعا درحق دیگران را فراموش نکنید...


پنجشنبه چهارم آذر 1389  توسط سید محمد حسین   |

 

عرفه؛ فرودگاه کل یوم عاشورا

 

حجّ را واگذاشت تا کعبه‏ای دیگر بنا سازد؛ همان که دعای عرفه‏اش را بین راه می‏خواند. ابراهیمِ کربلا، مُحرِمِ حجّی دیگرگونه است؛ حجّی که از حلقوم اسماعیلش زمزمِ خون می‏جوشد و سعی صفا و مروه‏اش، هنگامه‏های خیمه تا میدان است. عاشورا، عید قربان اوست. عرفه‏ی او، ناله‏هایی است که به شوق شهادت، به آسمان پر می‏کشد. تلبیه،       «هل من ناصرٍ ینصرنی» است؛ فریادی برای نجات بشریت از چاه بت‏ها و بتگرها.

عرفه، پنجره‏ای است باز شده به عاشورا که نسیم دل‏انگیز عشق و ایثار و شهادت در آن می‏ورزد. عرفه، فرودگاهِ «کلُّ یومٍ عاشورا» است. عرفه، آفتابْ خانه‏ی «هیهات من الذّله» است. عرفه، یک خیمه مانده به «قتیل العبرات» است. عرفه، حسینیّه‏ی «ثاراللّه‏» است. عرفه، ندبه‏گاهِ «السلام علی الشَّیْبِ الخضیب» است. عرفه، «الرحیل الرحیلِ» کاروان عاشقان است. عرفه، پیوندِ حجّ و عاشورا و ظهور است. عرفه، پایگاه ابراهیم، مناجات خانه‏ی محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، مقتلِ حسین علیه‏السلام و تجلی‏گاهِ مهدی(عج) است. عرفه، باورگاهِ «ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة» است. عرفه، خیمه‏گاه است، علقمه است، قتلگاه است و ... عرفه، نام دیگر کربلاست!

 

گام به گام با دعای عرفه، به زیارت حسین علیه‏السلام می‏رویم و شرحه شرحه درد فراق را از سینه به لب خواهیم آورد. دل‏هامان لبیک زده‏ی آن ملکوتی است که تنها به قتلگاه رفت و نغمه‏ی «الهی رضا برضاک» برآورد. دل‏هامان، عطش زده‏ی آن فراتی است که تشنه، پا در رکاب کرد و به پیکاری دیگرگونه پرداخت. دل‏هامان، خون گریه کرده‏ی غروبی است که نیزه‏ها و شمشیرها، مردی از تبار آفتاب را در آغوش گرفته بودند ... و دل‏هامان، بی‏قرار دعای عرفه است که پایانی سرخ داشت!


یکشنبه بیست و سوم آبان 1389  توسط سید محمد حسین   |

 


√ وَإِن یَكَادُ الَّذِینَ كَفَرُوا لَیُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِینَ

madani.smh@gmail.com


madani.2010@yahoo.com

 

 

 

 

 

 

 

RSS 2.0



 


مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
Theme By Blog Skin:.